پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
143
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
در سايهى اين كوشش او تيسافرنيس از همراهى و ياورى كه به اسپارتيان داشت و به نام اين ياورى به كندن ريشه آتنيان مىكوشيد دست كشيد . « 1 » زيرا الكبياديس چنين راهنمايى مىكرد كه بايد به دستيارى پول يونانيان را به دشمنى يكديگر برانگيخت و بىآنكه خود آنان بفهمند كمكم هر دو سوى را از توانايى برانداخت تا بدينسان هر دو سوى درمانده خواهناخواه فرمان پادشاه ايران را ببرند . تيسافرنيس درست سخن او را به كار مىبست و نوازش بىاندازه بر او مىنمود ، اين بود اكنون هر دو دسته آتنيان و اسپارتيان چشم به سوى او داشتند . آتنيان از حكمى كه بىرحمانه درباره او داده بودند كنون پشيمانى مىنمودند ، او نيز بههرحال دل به سوى آتنيان داشت و چنين مىانديشيد كه اگر جمهورى آتن به هم بخورد شهر به دست اسپارتيان خواهد افتاد كه دشمن جان او هستند . در اين هنگام همگى نيروى آتنيان در ساموس گرد آمده بودند و كشتيهاى ايشان در آنجا ايستاده تا مىتوانستند جلوگيرى از شورش شهرهاى زيردست مىنمودند و بيش از همه بر آن مىكوشيدند كه برابرى خود را با اسپارت در دريا نگهدارند . و دسته كشتيهاى فنينگانى بود كه گفته مىشد به سفر برخاستهاند . اگر اين كشتيها به آنجا مىرسيد ديگر نشانى از جمهورى آتن بازنمىماند . الكبياديس از چگونگى آگاهى يافته كسى نزد بزرگان آتن كه در جزيره ساموس بودند فرستاد و به آنان وعده داد كه تيسافرنيس را به دوستى آتن برانگيزد و چنين گفت كه من اين نيكى را نه از بهر توده مىكنم ، بلكه از بهر آن دسته آتنيانى مىكنم كه اميدوارم دليرانه و دورانديشانه به كار برخاسته رشته حكومت را به دست آورند و جلو ناسزاييهاى توده را گرفته آتن را از ويرانى باز دارند . همه آتنيان اين سخنان او را به رضايت گوش دادند مگر فرونيخوس « 2 » از مردم شهر ديراديس كه يكى از سرداران بود و درباره آن سخن ترديد پيدا كرده چنين گفت : به الكبياديس چه تفاوتى دارد كه رشته حكمرانى در دست توده بوده يا به اختيار دستهاى از برگزيدگان شهر بيفتد .
--> ( 1 ) . چون پس از جنگهايى كه يونانيان با ايران كردند و فيروز در آمدند آتن بىاندازه نيرومند گرديده به همدستى شهرهاى ديگرى جمهورى پديد آورده بود . از اين جهت دولت ايران در برابر آتن از اسپارت پشتيبانى مىنمود چنان كه اين داستان سپس هم ياد خواهد شد . ( 2 ) . Phrunichus از مردم شهر Dirades